شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
359
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
نكرد ، و لكن همت من فروتنى را جز براى تو نخواست و اما آنگاه كه گناه كرده باشم از عقوبت تو چندان خايف و ترسان نيستم كه هرچند گناه بزرگ است ، عفو تو از آن بزرگتر است . ( * 105 ) - و ما الفقر من ارض . . . : بىچيزى و فقر از سرزمين خشك ما را به سوى تو رهبرى نكرده است ؛ بلكه به قرب و نزديكى تو كامياب مىشويم . بيت در كاشف الاسرار بدين صورت آمده : و ما الفقر من ارض العشيرة ساقنا * و لكننّا جئنا بلقياك نسعد 1 : 30 / 8 : 29 ( * 106 ) - لا شىء اعظم من جرمى . . . : هيچ چيزى بزرگتر از گناه من نيست ، مگر اينكه آرزوى من به حسن عفو توست كه از گناه و لغزش من درگذرى . ( * 107 ) - مطموس : محو شده ، ناپديد شده ، تباه شده . ( * 108 ) - اصابع المظلوم . . . : سرانگشتان مظلوم در هنگام سحر ، از سوزن زدن در پهلوها نافذتر است . ( نفرين مظلوم در هنگام سحر همچون نيزه زدن يا سوزن زدن اثركننده و نافذ است ) . ( * 109 ) - الظّلم ادعى شىء . . . : ستم بر انگيزانندهترين چيز است براى تغيير و دگرگونى نعمتى . ( بيشترين كارى كه سبب تغيير نعمتها مىشود ستم كردن است ) . ( * 110 ) - اتّقوا دعوة المظلوم : از دعاى ( نفرين ) ستمديده بپرهيزيد . ( * 111 ) - يا ظالما مرحا و العزّ . . . : اى ستمگر سرمستى كه عزت و اقبال ياور توست ، اگر تو در خوابى ، روزگار بيدار است . ( * 112 ) - لا تظلمنّ اذا ما كنت مقتدرا . . . : هرگاه كه قدرتمند شدى هيچگاه ظلم و ستم نكن ، چرا كه پايان ظلم با ندامت بهسوى تو بازمىگردد ( پس از ظلم كردن پشيمان مىشوى ) . چشمان تو خوابيده است درحالىكه ستمديده بيدار است و بر تو نفرين مىكند و چشم خداوند هرگز به خواب نمىرود ( خداوند بر كارها آگاه است ) . ( * 113 ) - الآن نرجع الى ما كنّا بصدده : اكنون برمىگرديم بهسوى آنچه كه درصدد